1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
9 بازدید
در کلیمه مور و دنگ توسط (280 امتیاز)

یَه چِه دردی بی بیه دُچارم لَش بِرد وَتالان سر کِرد وَبارم
باز این کدام درد است که دچارم شدو ذره ذره وجودم را به تاراج برد و سرم را بار گردنم کرد
لَه مِزارسو مَکنیان قوری مَسپاردن و گِل یه رستم طوری
در مزاراباد به دستان خاک رستم گونه ای را می سپاردندن
له مزارسو مکنیان زمین مسپاردن و گل رستم لال جبین
در مزارستان به آغوش خاک مسپردند رستم لاله جبینی را
بو وَ سرینم و کزُ و مور کزت بیترَه و سدر و کافور

به دیدارم بیا با سوز آوای هوره که صدایت از سدرو کافور برایم دلنواز تر است
اِ دلمه نسار خوَر موینونه هُیچ حور نِموینِی هر یخ بنونه
آه دلم هماره یخ بندان است هیچ آفتاب به خود نمی بیند
بیلا هر کی مای دیده اِ لا دَم مر وه بالاکت بال چیم آ کَم
بگذار چشم هایم به دیدار رهگذران بخوابد مگر تو بیای و چشمان من به
تماشا باز شوند

نقد شما

نام شما برای نمایش - اختیاری
حریم شخصی : آدرس ایمیل شما محفوظ میماند و برای استفاده های تجاری و تبلیغاتی به کار نمی رود
انجمن ادبی لکستان
اشعار،دلنوشته ها، ترانه ها و متنون ادبی را با سایر لک زبانان به اشتراک بگذاریم.
با ما همراه باشید.
زنده و پاینده باد لکسستان باستانی ما.

10 مطلب

1 نقد

1 امتیاز

5 کاربر

معرفی سایت:
...